شمس الدين محمد بن محمود آملي

311

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و اگر لعاب گوش استر را در خمر به كسى دهند بىخود گردد . خر اگر جگر او را بريان كنند و بناشتا به صاحب صرع دهند سود دارد و اگر سركين او را در وقتى كه بيندازند بگيرند و بفشارند و آن آب را در بينى چكانند رعاف بر طرف شود . و اگر از دنب او وقتى كه بر ماده جهد يك تار موى بگيرند و بر خود بندد شهوت انگيزد . و اگر از پوست پيشانى به مقدار عصابه بردارند و بر پيشانى مصروع بندند ديگر او را صرع نگيرد . و اگر مغز او را با دهن الغار بياميزند و در گرمابه بر پشت و زانو مالند درد پشت و زانو برود ، و اگر سرگين او را با قدرى ركوى كتان بسوزانند و با سياهى بن ديك و نمك بياميزند و بر جراحت افشانند خون منقطع شود و ريم نكند و زود خشك شود . گاو منافع او بر خلق پوشيده نيست و آنچه گويند كه زمين بر پشت گاو است بمعنى آنست كه به دو آبادانست و نيز شايد كه حق تعالى در ميان آب گاوى آفريده باشد چنان كه زمين بر پشت او بود و زير آن گاو ماهى كه از آن گاو بزرگ‌تر باشد چه گاو بر پشت او بود چه زمين همچو كوئيست در ميان آب . و حينئذ چنين گاو و ماهى در ميان آب ممكن باشد و قدرت حق تعالى همه ممكنات را شامل . و اصناف او بسيارند : صنفى از او آنست كه چهار شاخ دارد و بر ماديان جهد و اين در بلاد روم باشد . دويم آنكه در بدخشان و اندجان صنفى باشند كه بر كوهان و دنب ايشان موى بسيار باشد و آن را بر گردن اسب و بر سرهاى نيزه‌ها بندند و آن را پرچم خوانند .